شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

574

نفثة المصدور ( فارسى )

هندوشاه نخجوانى در « صحاح الفرس » ص 256 ، و محمّد قاسم بن حاجى - محمّد كاشانى ، متخلّص به سرورى در « مجمع الفرس » يا « فرهنگ سرورى » ج 3 ص 1534 و 1535 « همگنان » را به « همه » و عبد الرّشيد تتّوى در « فرهنگ رشيدى » آن را به « همهء كسان » معنى كرده‌اند . در اينجا نيز بمعنى همهء مردم و همهء كسان به كار رفته است . براى اين كلمه بدين معنى در نظم و نثر فارسى شواهد بسيار توان يافت . ر ك : « كليله و دمنه » ص 35 حاشيهء ناظر به س 14 و « برهان ح » . هندبا - 73 / 9 و هندباء و هندباء و هندب : كاسنى ، و آن سبزيى است معروف ، داراى گلهاى آبى رنگ و برگهاى بريدهء بسيار تلخ كه در طبّ قديم مورد تجويز و استفاده قرار مىگرفته است . و در ادب فارسى - مانند متن كتاب حاضر - گاه از باب مشابهت گونه‌اى كه شكل برگ آن را با شمشير است به شمشير مانند شده است « 1 » ، چنان كه « گندنا » ( : سبزيى كه اكنون به « تره » معروفست و به عربى « كرّاث » ناميده مىشود . ) را نيز گاه به جهت كشيدگى و باريكى آن به خنجر و شمشير مانند كرده‌اند . ر ك : « صحاح الفرس » ص 28 ، ذيل « گندنا » و « ديوان خاقانى » ص 181 س 4 ، و « مجمع الفصحاء » ج 1 ص 635 س 7 . براى اطّلاع بالنّسبه دقيق بر انواع و خواصّ و شكل « هندبا » ، ر ك :

--> ( 1 ) - ظاهرا وجههء نظر مؤلف در انشاى جمله « بلارك هندى ببرگ هندبا منثلم گشته » ، در ص 73 س 9 و 10 ، هم مراعات صنعت شبه اشتقاق ميان « هندى » و « هندبا » بوده است و هم تشبيه ضمنى يا غير صريح « بلارك هندى » به « برگ هندبا » .